از دوست به یادگار دردی دارم کان درد به صد هزار درمان ندهم
فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد
مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت .در حال کار گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت.آنها درباره ی موضوعات و مطالب مختلف صحبت کردند. وقتی به موضوع «خدا»رسیدند آرایشگر گفت: من باور نمی کنم خدا وجود داشته باشد.
مشتری پرسید :چرا باور نمی کنی؟
آرایشگر گفت : کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد . به من بگو ، اگر خدا وجود داشت آیا این همه مریض می شدند ؟ بچه های بی سرپرست پیدا می شدند؟ اگر خدا وجود می داشت ؛ نباید درد و رنجی وجود داشت . نمی توانم خدای مهربای را تصور کنم که اجازه می دهد این چیز ها وجود داشته باشند .
مشتری لحظه ای فکر کرد ، اما جوابی نداد ؛ چون نمی خواشت جر و بحث کند . آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت .
به محض این که از آرایشگاه بیرون اومد ، در خیابان مردی دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده . ظاهرش کثیف و ژولیده بود.
مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت : می دانی چیست ؛ به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند .
آرایشگر با تعجب گفت : چرا چنین حرفی می زنی؟ من این جا هستم ، من آرایشگرم . من همین الان موهای تو را کوتاه کردم.
مشتری با اعتراض گفت : نه!!! آرایشگر ها وجود ندارند ، چون اگر وجود داشتند ، هیچ کس مثل مردی که آن بیرون است ، با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمی شد.
آرایشگر گفت : نه بابا ؛ آرایشگر ها وجود دارند ،موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمی کنند .
مشتری تایید کرد : دقیقا ! نکته همین است . خدا هم وجود دارد!فقط مردم به او مراجعه نمی کنند و دنبالش نمی گردند . برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد.

آنگاه كه جان و جهان در سكوت نيستي و پوچي خزيده بود٬طنين نخستيني كه در فضاي عدم كاينلت پيچيد٬سايش قلم بود بر لوح آفرينش خداوندي. و دستان نقاش خالقي كه پهنه ي هزار نقش خلقت را به تصوير مي كشيد٬اول آفريده را قلمي تراشيد كه بر آنچه مي سراييد و مي نوشت ٬سوگند گفته بود كه "ن والقلم و ما يسطرون"
یک نفر...
یک جایی....
تمام رویاهاش لبختد توست
و زمانی که به تو فکر میکنه
احساس میکنه که زندگی واقعا باارزشه
پس هر گاه احساس تنهایی کردی
به خاطر داشته باش این حقیقت رو
یه نفر...
در حال فکر کردن به توست
این متن رو دوست داشتم
یه نفر بهم گفت مطمئن باش تو اگه حتی زشت ترین آدم
دنیام باشی توی این دنیا یه نفر هست که قلبش به عشق تو میزنه ![]()
باید خیلی مواظب خودمون باشیم... خیلی...


مسافر
مسافر چشم به راهی های من
بی خبر از راه می رسی
با درودی به خانه می آیی
و با بدرودی خانه ام را ترک میگویی
ای سازنده!
چگونه بگویم؟!
لحظه های عمر من جز
فاصله میان این درود و بدرود نیست…..!!!
افسوس
که چه دیر می آیی و زود می روی…

